تبليغاتX

جملات عاشقانه گاهی شاد،گاهی غمگین

گاهی شاد،گاهی غمگین
من سبز ترین واژه ی ملموس غروبم کاش در این وسعت سبز یک نفر درد مرا می فهمید...
لینک دوستان
سلام

درباره قالب وبلاگم یادتون نره نظر بدین

 

وقتی یکی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود

وقتی یکی را دوست دارید، در کنار او که هستید، احساس امنیت می کنید

وقتی یکی را دوست دارید، حتی با شنیدن صدایش، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید

وقتی یکی را دوست دارید، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید

وقتی یکی را دوست دارید، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است

وقتی یکی را دوست دارید، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست

وقتی یکی را دوست دارید، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوار است

وقتی یکی را دوست دارید، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید

وقتی یکی را دوست دارید، حاضرید برای خوشحالی اش دست به هر کاری بزنید

وقتی یکی را دوست دارید، هر چیزی را که متعلق به اوست، دوست دارید

وقتی یکی را دوست دارید، در مواقعی که به بن بست می رسید، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید

وقتی یکی را دوست دارید، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید

وقتی یکی را دوست دارید، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید

وقتی یکی را دوست دارید، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید

وقتی یکی را دوست دارید، حاضرید به هر جایی بروید که فقط او در کنارتان باشد

وقتی یکی را دوست دارید، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید

وقتی یکی را دوست دارید، تحمل سختی ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند

وقتی یکی را دوست دارید، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد

وقتی یکی را دوست دارید، به همه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می شمارید

وقتی یکی را دوست دارید، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید

وقتی یکی را دوست دارید، واژه تنهایی برایتان بی معناست

وقتی یکی را دوست دارید، آرزوهایتان آرزوهای اوست

وقتی یکی را دوست دارید، به زندگی هم عشق می ورزید

[ پنجشنبه 22 دی1390 ] [ 9:32 بعد از ظهر ] [ مریم آشنا ]
یادمان باشد که زیبایی های کوچک را دوست بداریم

حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادمان باشد که دیگران را دوست بداریم آن گونه که هستند ،

نه آن گونه که می خواهیم باشند
یادمان باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگریم

یادمان باشد که خودمان با خودمان مهربان باشیم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد
عمری با حسرت و اندوه زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران
باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم
لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید،...

رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن روزهایتان رنگارنگ
[ پنجشنبه 12 آبان1390 ] [ 12:7 بعد از ظهر ] [ مریم آشنا ]
بازم امسال تولد من یادتون رفت
[ شنبه 7 آبان1390 ] [ 8:5 بعد از ظهر ] [ مریم آشنا ]
سلام

این مطلب را یه دوست عزیز توی خصوصیم گذاشته بود دیدم قشنگه و قابل تامل ترجیح دادم ازش توی وبلاگم مثل همیشه سوءاستفاده کنم

خنــــده داره که :
یکساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست ولی 90 دقیقه بازی فوتبال مثل باد میگذره!!!

چقدر خنده داره که :

صد هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی با همون پول خرید میریم مبلغ ناچیزیه !!!

چقدر خنده داره که :

یکساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یکساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره !!!

جقدر خنده داره که :

وقتی میخوایم عبادت و دعا کنیم ، چیزی یادمون نمیاد که بگیم ، اما وقتی میخوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم !!!

چقدر خنده داره که :

خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته ، اما خوندن صد سطر از پرفروش ترین کتاب رمان دنیا آسونه !!!

چقدر خنده داره که :

برای عبادت و کاررهای مذهبی وقت کافی در برنامه روزمره پیدا نمیکنیم اما بقیه برنامه ها رو سعی میکنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام دهیم !!!

چقدر خنده داره :

شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور میکنیم ، اما سخنان قرآن رو به سختی باور میکنیم !!!

چقدر خنده داره :

همه مردم میخوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد داشته باشند و یا کاری در راه خدا انجام بدهند به بهشت بروند !!!

[ جمعه 29 مهر1390 ] [ 7:21 بعد از ظهر ] [ مریم آشنا ]

 

 

 من به درماندگی صخره و سنگ
 من به آوارگی ابر ونسیم

 من به سرگشتگی ‌آهوی دشت

من به تنهایی خود می مانم

من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی

 گیسوان تو به یادم می اید

من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی

 شعر چشمان تو را می خوانم

 چشم تو چشمه شوق

چشم تو ژرفترین راز وجود

برگ بید است که با زمزمه جاری باد

تن به وارستن عمر ابدی می سپرد

 تو تماشا کن

 که بهار دیگر

پاورچین پاورچین

 از دل تاریکی می گذر

و تو در خوابی

 و پرستوها خوابند

و تو می اندیشی

به بهار دیگر

و به یاری دیگر

نه بهاری

 و نه یاری دیگر

حیف

 اما من و تو

دور از هم می پوسیم

 غمم از وحشت پوسیدن نیست

غمم از زیستن بی تو دراین لحظه پر دلهره است

 دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست

 از سر این بام

این صحرا این دریا

پر خواهم زد خواهم مرد

غم تو این غم شیرین را

 با خود خواهم برد

حميد مصدق                
[ شنبه 2 مهر1390 ] [ 10:23 قبل از ظهر ] [ مریم آشنا ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا

دلم برات تنگه ، قد یه دنیا ...
بک لینک فا